تبليغاتX
کرگدن‌ها
وسیع باش، و تنها، وسر به زیر، وسخت
 ترس خیس شاش

عشق

خواهر وفادار شوربختی است

غروب جمعه‌ي بی‌اذان پنج رمضان

در واحد چهارده

پلاک بیست و هفت

بن‌بست خوانساری تقاطع بهار و سمیه.

بی خودي

که همراهم باشد

یک صدمي که دیگران را هم

راه مي‌برد

همراه مي‌رود.

شب

از پنجره شرقی

سرریز كرد روی کیبورد

و حروف

پیش چشمان ناباور

از مانیتور بیرون می‌زنند .

روی صندلی چوبی عهد قاجار

ایستاده من

با طناب واژه بر گردن .

تاب می‌خورد

چشم

از حدقه بیرون زده

رنگ تندی از بنفش بر صورت

ترس خیس شاش

بر شلوار کتان.

پوشکین راست گفته که گفته است:

عشق

خواهر وفادار شوربختی است.

|+| نوشته شده توسط سید محمد مهدی شهیدی در جمعه هفتم مهر 1385  |
 
 
بالا