تبليغاتX
کرگدن‌ها - شعر
وسیع باش، و تنها، وسر به زیر، وسخت
 شعر

برای زیبا کاوه ای

خواهری که همیشه بود

و همیشه دور بود

 

پشت ِجهان

در انتهای کوچه رُ کنی

جفتی کفش دخترانه به جا مانده

با لکه های گِل بر متن ِ نارنجی .

 

دخترک را باد ِاردیبهشت بُرده نشاند پای درخت سنجد با عطر قشنگ ِ گُل هاش.

 " زیبا"ست آن که می دود، می گذرد،

 در امتداد کوچه رُ کنی با رنگ رنگِ خوش ِ پاییز.

و رّد ِ پای "دختری با  کفش های کتانی" بر برف های لهیده زیر قدم های بی چند،

 گم می شود پشت جهان.

 

پسران کوچه ر ُکنی " با آن گردن های باریک " سر می کشند پشت هکمتانه،

 سُر می خورند روی شیر سنگی، لای سطرهای نا نوشته گنج نامه،

روی آواز عریانی پیچیده در دوبیتی ها

که می پیچاندمان در فوران زیبایی و دریغ.

 

کوچه جهود ها / 87 3 17

 

 

|+| نوشته شده توسط سید محمد مهدی شهیدی در شنبه هجدهم خرداد 1387  |
 
 
بالا