شسته میشوم و میروم
شعری از يزدان سلحشور
شسته میشوم و میروم
مثل لكی از پيراهنی
مثل خطی كه از كف دست
مثل لكی كه بماند
میخواستم كه نروم
مثل خطی كه خالكوبی شود
میخواستم كه بمانم
شسته میشوم و میروم
مثل كتابی كه از متناش
مثل آدمی كه از خاطراتاش
مثل كتابی كه زنده بماند
میخواستم كه نميرم
مثل آدمی كه به ياد آوَرَد
میخواستم كه زنده بمانم
شسته میشوم و میروم
مثل لكلكی
كه از آشيانهاش
مثل خودم
كه از اين شهر.
برداشت از:
www.Forough.com
|
+| نوشته شده توسط
سید محمد مهدی شهیدی در یکشنبه نوزدهم خرداد 1387
|